‏نمایش پست‌ها با برچسب قلب. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب قلب. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۲ شهریور ۲۵, دوشنبه

خدا را بخوانید - تعلیمی از ایلیا میم


"بخوانید"

 خدا را بخوانید. بخوانید با زبان، با ذهن و قلب تان و آنگاه بشنوید آن را از زبان روح تان. به هنگام خواندن آگاه باشید که چه کسی را می‌خوانید؟ به یاد داشته باشید که در حضور که هستید؟  خدا را حداقل آن گونه بخوانید که انسانی بیدار، باعظمت، بینا، شنوا، و ناطق را می‌خوانید. بسیاری از مردم به گونه‌ای خدا را می‌خوانند که انگار مرده‌ای را می‌خوانند. به گونه‌ای با خداوند سخن می‌گویند که انگار فردی که وجودش خیالی است، یا در دوردست‌ها سکونت دارد. در حالی که خداوند زنده و حاضر ز خودت به تو نزدیک تر است. او هستی توست... خدا را طوری بخوانید که انتظار پاسخ اش را داشته باشید و خداوند، خوانندة خود را حتی پیش از خوانده شدن پاسخ می‌دهد. اما از راههای خودش و با روش‌های خودش، نه صرفاً آن طور که شما تصور می‌کنید. او با علائم و تغییرات، با القائات، با احساسات و اندیشه‌ها، بخشش‌ها و گرفتن‌ها (و...) پاسخ می‌دهد...  به هنگام خواندن پروردگار، آگاه باشید که خداوند از شما جدا نیست. و برای یگانگی و اتصال ذاتی عمیقاً مراقبه کنید که راه گشاست. با خنده و گریه، در خواب و بیداری، در سختی و راحتی (...) و حتی با آهنگ و آواز خدا را بخوانید. بگذارید خداوند زمزمه و زمینة کلام و نگاه شما باشد. با وجد و سرور و شور و شوق او را بخوانید. که خداوند سرور و شادی را دوست می‌دارد. در امورات و فعالیت‌ها، در مسائل و مشکلات و در فشارها و گرفتاری‌ها، او را بخوانید.  با ایمان و اعتماد او را بخوانید و همه چیز را به او بسپارید. بدانید که بدون شک پاسخ تان را می‌دهد. لیلکن آن طور که خود می داند و به شکلی که شعور بی کران و قدرت نامحدودش ایجاب می‌کند اگر تشخیص ندادید، اگر ندیدید، و اگر نشنیدید، نگوئید که نیست. زیرا این شمائید که نمی‌بینید و نمی‌شنوید. بسیاری دیده و می‌بینند. شنیده و می‌شنوند. پس عجولانه قضاوت نکنید. اکنون نیز صداها و موجودات بی شماری وجود دارند که ظاهراً نه دیده می‌شوند و نه شنیده، اما آیا این دلیل بر آن است که نیستند؟... خداوند را به گونه‌ای بخوانید که فرزندی پدر و مادر خود را، عاشقی معشوق و محبوب خود را، و بنده‌ای خالق و پروردگار خویش را می‌خواند. خدا را با عشق و حرارت بخوانید. با امید و انتظار.  خدا را در وجود خود، و در وجود دیگران، در طبیعت، در آسمان و در زمین بخوانید و صدایش بزنید. در وجود هر آنچه می‌بینید و نمی‌بینید خدا را صدا بزنید و او را بخوانید. تا در وجود همه چیز و همه کس خود را آن طور که خود می داند، آشکار سازد.  خدا را آن گونه بخوانید که روح خود را با هر دم و بازدمی و با هر نفسی خدا را بخوانید، که نفس خود نام خداوند است...

برگرفته از کتاب تعالیم حق – جلد اول


۱۳۹۲ مرداد ۲۴, پنجشنبه

درسهای دعا و توکل


درسهای دعا و توکل
(قسمت اول)

«كسی كه امكان دعا و توكل را از دست داده مثل شیر بی‏دندان و عقاب بدون پر است. او یكی از خورشیدهای اصلی زندگی خود را از دست داده.»       ایلیا «میم»





در نظر مردم دعا و توكل و بسیاری از امور باطنی دیگر، شبه واقعیتی است كه غالباً واقعیت ندارد پس جدی گرفته نمی‏شود. كاری رؤیایی است كه برای انسان‌های ضعیف و نیازمند خوب است. بیشتر برای قوت قلب است و ناامید نشدن نه برای به تحقق رساندن و به تحقق رسیدن. گاهی تمسخرآمیز است گاهی تحقیرآمیز. اگر هم به آن اندك احترامی تو خالی گذاشته می‏شود، برای راحتی وجدان و خالی نبودن تقدس است. حتی بعضی‏ها خجالت می‏كشند با صدای بلند دعا كنند چون ممكن است به چیزهای مختلف متهم شوند. بیشتر مردم برای شكست از آن استفاده می‏كنند تا توفیق. وقتی آن‌را به‌كار می‏گیرند كه مطمئن هستند كار از كار گذشته و امكان ندارد درست شود، در اوج ناامیدی. از این رو دعای آنان غالباً به نتیجه «نه» ختم می‏شود...
 در ارتباط با خداوند و واقعیات الهی مانند دعا و توكل و فیوضات، مردم یا منكراند كه در صورت انكار محروم از آنند و نخواهند دید آنچه را كه انكار می‏كنند، پس آنرا تجربه نمی‏كنند. یا باور می‏كنند، باوری كه تردید از اجزاء پنهان آن است. اینها گاهی می‏بینند و تجربه می‏كنند اما با شدتی كم و اندازه‏ای كم چون قدرتِ باورِ تردیدآمیز، اندك است و گاهی هم چیزی برای تجربه كردنشان وجود ندارد. عدة اندكی هم ایمان دارند. اینها عموماً واقعیات باطنی و الهی را می‏بینند و تجربه می‏كنند و از آن برخوردارند. و عده‏ای بسیار كمتر كه به آسانی می‏توان آنها را شمرد، به یقین كامل و یگانگی و لقاء رسیده‏اند. آنان خود حقیقتی باطنی‏اند و به چشمه‏ای از واقعیات باطنی بدل شده‏اند. نمی‏بینند بلكه دیدنی‏ها را به دیده می‏رسانند و تجربه نمی‏كنند كه خود موضوع تجربه جویندگانند.

در باوركنندگان، دعا و توكل مثل لرزاندن كوه است كه می‏تواند تغییراتی را در سطح كوه پدید آورد. آنها می‏توانند در زندگی خود و دیگران اثر بگذارند اما نه تأثیراتی عمیق، می‏توانند وضعیت‌ها را تا اندازه‏ای تشدید یا تضعیف كنند اما نه متحول، لكن ایمان‏آورندگان می‏توانند كوه‌ها را جابجا كنند و از میان راه بردارند. می‏توانند اوضاع زندگی خود و دیگران را به تناسب قدرت ایمانشان دگرگون سازند و در زیر و سطح زندگی، تغییراتی را بوجود آورند. قادرند وضعیت‌ها را به اوضاع دیگری تبدیل كنند و چیزها را به چیز دیگری بدل نمایند. آنها كیمیاگرانی باطنی‏اند. اگر قدرت دعای باوركنندگان مثل نیروی بخار است، اقتدار دعای ایمان‏آورندگان مانند نیروی برق است اما توان یقین‏داران و متصلان مثل قدرت عظیم هسته‏ای و نیروی ضد ماده و بلكه بیش از این است. آنان عیناً دارای قدرت خلاقه الهی‏اند. می‏توانند بوجود آورند و نابود كنند. وقتی با كوه‌های مسائل برخورد می‏كنند در لرزاندن و جابجا كردن كوه‌ها متوقف نمی‏شوند بلكه قادرند كوه‌ها را محو و نابود كنند یا جایی‌كه كوه نیست آنرا بوجود آورند. اگر باوركنندگان از آشنایان شاه و ایمان‏داران از خانواده شاه محسوب می‏شوند، یقین‏داران و متصلان، به مقام شاهی رسیده‏اند و تاج بر سرند. متصلان یكی شده‏اند و یكی هستند و یگانه‏اند، پس از تمام قدرت و شعور و حضور یكی برخوردارند. آنان قادرند روح دعا و توان دعا كردن را به شایستگان بدهند.

برگرفته از سخنرانی‏ ایلیا «میم» در استادیوم شهید حیدرنیا(30 اردیبهشت 84 )