‏نمایش پست‌ها با برچسب پائولو کوئیلو. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب پائولو کوئیلو. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۲ اردیبهشت ۳, سه‌شنبه

بنيانگذار الاهيسم –ایلیا رام اله


بنيانگذار الاهيسم
به روايت يكي از شاگردان استاد ایلیا رام الله
تعليمات الاهيسم در ايران و خاورميانه براي اولين بار توسط ايليا بيان مي‌شد اما بنيانگذار اين تعليمات تا آنجا که ما مي‌دانيم ايليا نيست بلکه ايليا يکي از راويان اصلي الاهيسم بود و آموزه‌هاي بنيادي الاهيسم را در قالبها و به شيوه‌هايي هماهنگ با شرايط اين عصر تفسير و تبيين کرده بود. پيش از ايليا، معلم الاهيسم استاد معظم يحيي روح الله بود و ايشان مستقيماً به بعضي ديگر از شاگردان خود، الاهيسم را آموزش داده بودند. بعضي از اين افراد عموماً با استاد در ارتباط بودند و تفسير و روايت ايشان را بعنوان تفسير کامل و روايت عالي قبول داشتند. عدۀ ديگري نيز آموزه‌هاي الاهيسم را از حضرت استاد روح الله، در نقاط مختلف دنيا دريافت کرده بودند که بعضي از آنها داراي معروفيتي جهاني هستند. در آنجا ايشان را به نام روح الله نمي شناختند بلکه استاد معظم يحيي روح الله در نقاط مختلف دنيا داراي اسامي متعددي بودند مانند ديويد هيوم و دهها اسم ديگر. گاهي نيز به ايشان ماها يا باباجي يا ماهاآواتار مي‌گفتند. کتابهاي زيادي طي دهه‌هاي گذشته و قرن اخير در بارۀ استاد معظم يحيي روح الله توسط اساتيد معنوي نوشته شده است با اين تفاوت که اسامي مورد اشاره در اين کتابها که همگي مشخصات و ويژگي‌هاي يک فرد واحد را بيان مي‌کنند، يکسان نيست. فيلم‌هايي نيز به روايت از بعضي از بزرگان در بارۀ ايشان وجود دارد... حتي اين معلوم نبود كه «ماها» اولين معلم و بنيانگذار اين تعليمات كامل و جامع باطني باشد. الاهيسم معلمان بزرگي در طول تاريخ داشته است و خود عبارت الاهيسم در قالب كلمات مختلفي عرضه شده است. اما در هيچيك از متون مادر الاهيسم بطور مشخص و دقيق از اولين بنيانگذار الاهيسم سخني به ميان نيامده است بلكه آدرس‌ها به گونه‌اي است كه حتي مثلاً وقتي كه در بارۀ بزرگان اين مكتب باطني يا حتي «ماها» صحبت مي‌شود به دليل ويژگي‌هايي مانند گمنام بودن و حفظ اسرار، گاهي اين افراد و معلمان بزرگ در هاله‌اي از ابهام حضور مي‌يابند و حتي يك ذهن بدبين ممكن است تصور كند كه بعضي از آنها فاقد وجود تاريخي هستند مانند همان نظريۀ تاريخي كه عيسي مسيح را نه يك شخص واقعي بلكه صرفاً يك رويا و اسطوره مي‌داند. نظريه‌اي كه در قرن اخير در ميان اكثر روشنفكران مسيحي شايع است.
ظاهراً الاهيسم جرياني بود به موازات جريانات ديگري مانند يوگا، فالون گنگ، شمنيزم، ساينتولژي، تي ام، تانترا، اکنکار و صدها جريان معنوي ديگري که بسياري از آنها امروز هم وجود دارند و گفته مي‌شود که تعداد همۀ آنها بيش از شش هزار جريان معنوي است اما به دلايل زيادي الاهيسم با اين جريانات قابل مقايسه نيست از جمله اينکه الاهيسم داراي هسته‌هاي بنيادي کاملاً متفاوتي و من جمله اصل توحيد (لااله الا الله) و ساير اصول آسماني است. بر حقانيت همۀ اديان هدايت کننده و خداگرا صحه مي‌گذارد و در عين حال خود را يک دين يا مذهب يا فرقه نمي داند بلکه در گرايش خداگرايي خلاصه مي‌شود. الاهيسم يك مكتب باطني است و ارتباطي با دين و مذهب ندارد بلكه دينداران را به پيروي كامل و هوشمندانه از دين خود توصيه مي‌كند...
ما مخالف جريانهاي وارداتي (اكنكار، يوگا، شمنيزم و غيره) نبوديم بلكه روش ما پيوند و جهت دهي توحيدي بود. پديده‌اي مانند يوگا يا موارد مشابه به پديده‌اي جهاني مبدل شده بود. اينها واقعياتي غيرقابل انكار و اجتناب ناپذير بودند. انكار كردن پديده‌هاي واقعي مخصوصاً جهاني عملاً امري امكان ناپذير است. بنابراين ما به جاي انكار اين جريانات از چند طريق عمل مي‌كرديم:
يك. آشكارسازي جذابيت و عظمت تعاليم الهي و كلام خدا.
دو. الهي سازي جريانات. يعني سعي مي‌كرديم اين جريانات را با توجه به كلام خدا هر چه بيشتر اصلاح كنيم و جهت آنها را در مسير خداگرايي تغيير دهيم.
هنرهاي ماورايي، روش‌هاي NX، فنون باطني و طرق روح زايي چيزي نبود جز تفسير معنوي و كاربردهاي باطني كلام خدا بويژه مفهوم تسليم الهي. هستۀ اصلي تعليمات اكنكار كه داراي گسترش جهاني است پرواز روح است. ما در هنرهاي ماورايي هم هنر پرواز روح داريم اما آنچه در الاهيسم و هنرهاي ماورايي گفته مي‌شود مو به مو و ذره به ذره بر اساس كلام خدا و كتاب خداست. از طرفي كارايي و توانمندي روش‌هاي بكار رفته در الاهيسم، با آنچه بعنوان مشابه در مكتبهاي ديگر است واقعاً و به شد غيرقابل مقايسه است. اين دو حيطه مثل تفاوت شخم زدن يك زمين با گاوآهن در مقايسه با شخم زدن آن با تراكتور است. مثل تفاوت هواپيماي فوق مدرن با هواپيماهاي ابتدايي در جنگ جهاني دوم است. بعنوان نمونه تفاوت بين آموزه‌هاي نشانه شناسي در الاهيسم با آنچه در شمنيزم ديده مي‌شود فرق بين مشعلي بزرگ و فروزان است با نور يك شمع. به اين دليل در بارۀ نشانه شناسي، شمنيزم را مثال مي‌زنم چون شمنيزم اوج و قلۀ تعليمات نشانه شناسي باطني است. يا آنچه بعنوان رويابيني در الاهيسم مطرح است با مثلاً مكتب رويابيني تبتي كه سبكي شاخص محسوب مي‌شود، قابل مقايسه نيست كه البته هر كدام از اين موضوعات در جاي خود و به صورت تخصصي و طي كتابهايي مورد بحث قرار گرفته است. مثلاً با مطالعۀ كتاب مكتبهاي رويابيني كه توسط محققي برجسته در زمينۀ علوم باطني تأليف شده است به سادگي به تفاوت فوق العاده‌اي كه بين مكتبهاي رويابيني و رويابيني الاهيسمي وجود دارد پي مي‌بريم.
الاهيسم تنها بر كليات و اصول اساسي كلام خدا تأكيد دارد. بر خداگرايي، تسليم الهي، توجه به خداوند و عشق الهي.
...

دوره‌هاي تعليمي الاهيسم
در آن سالهاي دورتر در کنار تعليمات اصلي و اساسي ايليا که همان تسليم الهي و تفکر متعالي بود، ما بعنوان تمرين و تجربه‌هاي عبوري، برخي از روش‌هاي باطني و فنون مربوط به آنها را هم تجربه مي‌کرديم. عنوان اين دوره از آموزش‌ها «دورۀ نجومي» بود که به صورت ناآشکار و تقريباً محرمانه آموزش داده مي‌شد. دورۀ نجومي اسمي بود که بعدها روي آن گذاشتيم. وقتي که به دوره‌هاي تعليمات عمومي استاد دورۀ خورشيدي گفته شد، اسم اين دوره هم نجومي شد. تنوع روش‌ها و فنوني که در دورۀ نجومي آموزش داده مي‌شد بسيار بالا و جذابيت و کششي که عليرغم سختي‌هاي فراوان، در آنها وجود داشت بسيار زياد بود. روش‌هايي که در دورۀ نجومي آموزش داده مي‌شد به هفت شاخۀ کلي تقسيم شده بود و هر طيف از کارورزان باطني يکي از اين شاخه‌ها را تمرين و تجربه مي‌کردند. ايليا عموماً به سرشاخه‌ها و مربيان اصلي آموزش مي‌داد و جز بنابر ضرورت، ارتباطي (از اين زاويه) با بقيه نداشت. حتي بعضي از کارورزان باطني ايليا را بعنوان معلم اصلي نمي شناختند و همين زمينه‌اي را فراهم مي‌کرد تا در مواقع خاصي ايليا خودش به آزمون آنها دست بزند. پايين بودن سن ايليا و ناشناس بودن او براي بعضي از کارورزان، شرايط را براي اين کار مناسب‌تر مي‌کرد...

لینک‌های مرتبط:
اولين بار در سال 1375 آموزش‏هاي علني و عمومي پیمان فتاحی در سن 23 سالگي در تهران آغاز شد , آموزش هاي ايليا «ميم» , الاهيسم خوانده مي شود ,. ایلیا رام الله براي تعليمات خود پولي دريافت نمي‏کند , بنيانگذار الاهيسم ماهاآواتار مي‌باشد , ماهاآواتار در ايران با اسم استاد روح الله شناخته مي‌شود , الاهيسم باطني را مي‌توان معادل علوم باطني با جهت گيري خداگرا دانست و ارتباطي با هيچ يک از اديان , مذاهب يا فرقه‌ها ندارد , يکي از محوري‏ترين آموزش‏هاي پیمان فتاحی- آموزش روش‏هاي سي و شش گانه تفکري است که با عنوان XYZ شناخته مي‌شود ,روشهایی مانند تفکر خلاق-تفکر مفهوم‏ياب- دورانديش- قرينه‏اي- فراانديش- روش‏هاي تصميم‏گيري- تصميم‏سازي و تصميم‏بيني از تعالیم ایلیا رام الله می باشد , آموزش‏هاي عمومي ايليا «ميم» درباره حضور الهي , تجربه عشق الهي , احياء روح , انقلاب دروني , نور زنده , هدايت الهي و زندگي متعالي مي‌باشد , هماهنگ عمل کردن با روح و حرکت کائنات يکي از مهمترين توصيه‌هاي ایلیا میم است , ایلیا بارها اشاره کرده است که «مسيح و مسح شدگان ديگر زنده‌اند و تعليم مي‌دهند» , تعداد شاگردان و پيروان استاد ايليا «ميم» به دهها هزار تن مي‌رسد , در بين پيروان و شاگردان ايليا از همه اقشار مردم ديده مي‏شود , از بعضي از شاگردان ايليا نيز توانايي‌هاي فوق العاده‌اي گزارش شده است , ايليا با هر دسته از مردم با روش متناسبي ارتباط برقرار مي‏کند , آموزش‌هاي ايليا «ميم» ابعاد متعددي دارد بطوري که در زمينه‌هاي مختلف زندگي انسان قابل تعميم است , موزش‌هاي ایلیا داراي سه جنبه ذهني , قلبي و روحي

۱۳۹۱ دی ۲۵, دوشنبه

بازخوانی بخشی از تفتیش های استادایلیا ؛ در نامه ای به رهبری


متن ذیل نامه ای است که در سال 1388 و طی دومین دوره بازداشت و حبس ایلیا میم (پیمان فتاحی) توسط یکی از شاگردان وی به رهبر جمهوری اسلامی ارسال شد. در این نامه شرحی از تفتیشها و شکنجه های ایلیا در طی دوران حبس در انفرادی بند 209 اوین آمده است. گفتنی است که بازخوانی بخش اول این وقایع قبلاً بصورت نامه ویدیویی به انتشار عمومی رسیده است.

***
بسم الله الرحمن الرحیم
حضور محترم آيت الله خامنه اي رهبر انقلاب
سلام
پریس کی نژاد- عضو مرکزی جمعیت ال یاسین
اينجانب پریس کی نژاد از شاگردان استاد الیاس رام الله (ایلیا- فتاح) هستم. امروز و در این نوشته میخواهم زبان کسی باشم که صدای او ظاهرا در دخمه های خوف انگیز بخش عقیدتی و امنیتی زندان اوین خفه شده است و شکنجه گرانش گمان میکنند از پس آن دیوارهای قطور هیچ صدایی قابل شنیدن نیست... و امروز مسئولیت رساندن این صدا به بیرون بر عهده من گذاشته شده است. دریافت و کشف صحت گفته ها و مطالبی که در این نامه می آید برای شما بسیار ساده است اگر امینی را بر آن بگمارید
سي و يكم خرداد ماه هشتاد و هشت
                                                       دکتر پریس کی نژاد (عضو مرکزی جمعیت ال یاسین(


ایلیا میم (پیمان فتاحی)
رهبر جمعیت الاهیون ایران (ال یاسین(
گفتند و تاکید کردند که به دستور حاکمیت اسلامی و به عنوان کلیدی در دست ولی امر مسلمین باید فیلمی ضبط کنی که بعدها روشن شد به بدترین شکل ممکن مونتاژ و جعل شده و بدترین و دروغ ترین استفاده ها از آن شده است. مطالب آن فیلم همانهایی بود که از سالها قبل در سخنرانی ها و کتابها و بیانیه ها آمده بود اما آنها با پلیدی و حقه بازی تمام آن را قطعه قطعه کردند و بدترین و دروغ ترین مونتاژها را از آن تهیه کردند ... و بعد خبر از فیلم وبولتنی محرمانه دادند که مونتاژ كرده بودند و گفتند اگر خودت هم ببینی خود را انکار میکنی... مدتها دچار خونریزی های شدید بودم [بالا آوردن خون، خونریزی از گوش و بینی و ادرار خونی بر اثر فشارهای خرد کننده شکنجه ها] و نهایتا پس از شش ماه زندان انفرادی گفتند آزادی و هیچ جرم خاصی به جز جمعیت [الاهیون- ال ياسين] مطرح نشد. گفتند کاری می کنیم که روزی هزار بار آرزوی مرگ کنی. در شش ماه اول شکنجه ها روزی هزار بار مرگ را به چشم دیدم اما آرزویش نکردم. می گفتند ما شکنجه گر نیستیم و فقط در موارد استثنایی اینطور خشن برخورد می کنیم. در بارۀ تو دستور از بالا داریم. در پایان دورۀ اول انفرادی تعهداتی خواستند. گفتند با مردم قطع رابطه کنم. هیچ چیزی ننویسم. اندیشه ها و یافته هایم را با هیچ کس مطرح نکنم. همه جا بگویم پشیمانم، انحراف داشته ایم، خطا کرده ایم. مردم و شاگردانم را به هر شکل که می توانم از خودم فراری بدهم. تند تند حرف بزنم نه آرام (باورتان می شود؟) موهایم را از ته بزنم! مردم را به هیچ چیزی دعوت نکنم. کتابی در ردّ و تقبیح خودم بنویسم و صفحه به صفحۀ آن را آنها باید از ماهها قبل ببینند... و اگر در بارۀ شکنجه ها و بازجویی ها بگویم قبر شاگردان و خانواده ام را با دست خودم کنده ام.
...
بعد ازگذشت چند ماه دوباره مرا به زندان آورده اند و [اکثر روزها و شبها] شکنجه می‌کنند. شاگردانم و همسر و نزدیکانم را برای اعمال فشار دستگیر کرده‌اند. در بدترین شرایط ممکن... نگهداری می شوم... تا امروز بیش از یازده ماه است که در سلول انفرادی و در شرایطی ویژه [سلول مرگ] محبوس هستم... تا امروز بيش از بيست و پنج جلسه رسمی شكنجه شده ام، بارها خفه ام كردند، همه پشت و كف پاهايم تاول است ... البته قسمتهايي از پوست بدن و مقدار زيادي از لباسهاي خوني را در جلسۀ دادگاه به قضات دادم. تقريباً در هر جلسه شكنجه خونريزي و بالا آوردن خون به حدي بوده كه مجبور شده اند موقتاً شكنجه را متوقف كنند... سلولی که در آن هستم در طبقۀ زیرین 209، آنقدر کم هوا و پر از دود است که معروف است به اتاق گاز و نگهبانان می گویند هر کس به این سلول می آید یا خیلی زود خودکشی می کند یا بخاطر لجاجت و حماقتش! اعدام می شود. اما باور کنید تحریف ها و دروغ هایی که اینها به نام خدا می گویند بسیار دردناک تر از خفگی های مکرر و شکستن استخوانهایم بوده. اینها فرزندان جهش یافتۀ شمر و یزید و معاویه اند. قبلاً از مردم و جهان آزاد شنیده بودم اما ماههاست که شبانه روز آن را تجربه می کنم. اینها فرزندان چنگیز و هیتلر و خونخواران تاریخ اند اما درد آنجاست که به نام فرزندان اسلام و قرآن معروف شده اند... نمی دانم آیا شیطان می تواند مانند اینها دروغ بگوید، تحریف و سیاه نمایی کند، حقه بازی و فریبکاری کند یا اینکه این مسلمانان دروغین می توانند شیطان را هم تعلیم دهند ... باز هم موضوع دادن چک سفید به نظام اسلامي را مطرح می کنند تا خیالشان راحت شود که من بر ضد اسلام، حکومت اسلامی و مهم تر اینکه بر ضد خود آنها کاری نمی کنم و حرفی نمی زنم و بعدها محاربه نمی کنم ... این بار هم با حکم حکومتی شما و حکم آقای شاهرودی [ریاست وقت قوۀ قضائیه] آمده اند و می گویند که باید دیکته شکنجه گران را تکرار کنم و جواب سئوالات را جلوی دوربین بدهم آنهم به شکلی که جوابها تامین کننده نظر حکومت اسلامي و حاکمیت اسلامی باشد. می گویند نظام اسلامی اراده کرده تو را نابود و بی حیثیت کند. نظام از اعدام تو منصرف شده. ما می خواهیم تو را اعدام اجتماعی کنیم... برو بی نام و نشان در یک روستای دور افتاده زندگی کن تا ضرری متوجه ات نشود... باید به حکم قانون همکاری کنی. تو برای نظام خطرناکی و باید در افکار عمومی تخریب شوی. بیا همه چیز را انکارکن ما هم پروندۀ تو و همه را می بندیم. ما ابزارهای زیادی داریم. صدها قلم به دست. رسانه های زیادی با ما کار می کنند. تلویزیون و رادیو در اختیار ماست. به راحتی با چند فیلم و سریال و برنامه تخريب‌ات می کنیم. موضوع برای مقامات آنقدر حاد شده که نظر نظام این است فیلم‌ها یا سریال هایی ساخته شود تا اسم و فکر تو نابود شود...
[
من به نقل از ایشان ادامه می دهم] تا امروز مجموعاً بیش از 320 روز برای ضبط چند فیلم و چند صدا و نوشتن مطالبی که آنها می خواهند و البته می گویند حاکمیت اسلامی و حکومت اسلامی می خواهد و نوشته های رسمی نشان می دهند شکنجه شده ام. با وجود شاهدان متعدد در دادگاه، قضات می گویند شکنجه ها جزء موارد استثنایی اما قانونی است اما جالب اینکه درخواست های پر خط و نشان شکنجه گران این است که جایی به شکنجه ها اشاره نکنم که این حکم محاربه !! می گیرد. البته دوستان دیگری هم که شکنجه شدند یا کسانی که بر شکنجه ها شهادت دادند به شدت مرعوب و محکوم شدند... برای اعترافات دروغین و توبه که معلوم نیست از چه چیزی باید توبه کنم. مسئولین عالی بارها قسم خورده اند که اگر فیلم ضبط نکنم شاگردان و خانواده‌ام در بیرون کشته می‌شوند... 25 جلسه شكنجه فيزیکی و روانی باعث نشد دیکته آنها را تکرار کنم اما به واسطه حکم حکومتی و قانون نظام اسلامی انجام دادم ولي باز هم حاضر نشدم ديكته هاي دروغ را روخواني كنم... می گویند اعلام کن که سخنگویان جمعیت در کشورهای دیگر دروغ می گویند. بگو نامه ها و مطالبی که به نقل از تو منتشر می شود دروغ است... علاوه بر فیلم و صدا باید با کیهان و روزنامۀ جمهوری اسلامی مشتاقانه مصاحبه کنم و همۀ این مطالب را بگویم و بگویم BBC ، VOA ، رادیو فردا، رادیو آلمان، وزارت امور خارجه آمریکا، سازمان عفو بین الملل و نهادها و رسانه های بین المللی سخنگویان جمعیت را در خارج زیر فشار گذاشته اند و به آنها پول داده اند و به همین دلیل آنها در دفاع از ما و بر ضد نظام حرف می زنند.
اما مجبور شدم درخواست كمتر آنها را عملي كنم و سعي كردم به اصرار چند ماهه آنها كه توام با دهها جلسه شكنجه بود مبني بر ايجاد ترديد و ابهام درباره خودم و درباره تعاليم و كارهايم طوري با مردم حرف بزنم [بعد از شش ماه انفرادی اول] که آنها را از خودم دفع كنم.
...
در فیلم هم چیزهایی گفتم که بیش از 20 سال در آموزش ها و سخنرانی هایم گفته ام اما بعد دیدم با حقه بازی تمام آن را تحریف و مونتاژ کرده اند... می گویند خودت بیا به تلویزیون و خودت را از ذهن جامعه پاک کن و همه چیز را انکار کن یا اینکه همان فیلم هایت را چنان مونتاژ می کنیم که صد بار بدتر از مصاحبۀ تلویزیونی شود.
برای یازدهمین مرتبه، اين بار با حضور نمایندگان شما نوشتم، گفتم و ضبط شد که چرا دو سال شکنجه شده ام اعتراف دروغین کنم و واقعیات را انکار کنم اما حتی یک دروغ، یک تحریف، یک بدعت و یک خلاف قانون و شرع نشانم نمی دهند و می گویند خودت باید اعتراف کنی. به بازجویان گفته ام اگر یک جرم نشان دهید همه را میپذیرم. بعد از صدها روز شکنجه مرگبار باز هم ادعا کرده ام که هر چه گفته ام راست و درست بوده، قول ها و کلامم همیشه انجام شده، هرگز دروغ نگفته ام و نیز هر تعلیمی که داده ام موافق کلام خدا بوده... و البته علاوه بر خودم، کارهایم، زندگی ام و هزاران محصولم، هزاران شاهد زنده بر این امر شهادت می دهند. در 20 سال گذشته این چیزها را نگفته ام اما 660 روز است که همین ها را می گویم ولی جواب فقط شکنجه و قصابی و فحاشی است... نماینده شما آمد ساعتها حرف زد و دست آخر بدون جواب رفت. او قول داد تا فردا حداقل يك دروغ يا قول انجام نشده يا خلاف قانون را از زندگی ام بيرون بكشد و در عوض من هم شفاهاً و كتباً متعهد شدم كه اگر يك دروغ یا کلام عملی نشده یا وعدۀ بی تحقق یا خلاف کلام خدا را نشانم دهند، تسليم و بردۀ آنها مي شوم. اما ايشان ديگر بازنگشت. ناخواسته شهادت داد که همۀ آنچه گفته ام و انجام داده ام حق بوده و حق است زیرا من آشکار کنندۀ حقیقت هستم.
...
می گویند برای آزادی ات باید کمک کنی. در تلویزیون حاضر شو و خودت خودت را تخریب کن اگرنه آنقدر اینجا نگهت می داریم وشكنجه ات ميدهيم... بارها و بارها شکنجه شده ام که بگویم شکنجه نشده ام .جالب آنکه برخی مسئولین می آیند و می گویند شما اصلاً شکنجه نشده ای و در همان حال شكنجه‌گران قول و قسم ميخواهند كه جايي مطرح نكنم كه شكنجه شده‌ام. مرتباً موضوع چک سفید به نظام اسلامي را مطرح می‌کنند و می‌گویند برای نظام خطرناکی و باید در افکار عمومی تخریب ات کنیم... بعد از این همه شکنجه فیزیکی و روانی تازه می گویند اگر همکاری نکنی طرفدارانت را درو می کنیم و جوی خون راه می اندازیم. می گویند مقامات را هر طور و در هر جهت که بخواهیم قانع می کنیم. کلید نظر مسئولین در دست ماست. افکار عمومی را ما شکل می دهیم... همه درها را هم بسته ایم و علما و مراجع را هم توجیه کرده ایم هر کس بخواهد از تو حمایت کند پایینش می کشیم. بالاتر از آقا [رهبری] نداریم. ایشان خودش دارد دنبال می کند ...
...
در نوشته هایم که در بازجویی ها مکتوب شده دست می برند و به عنوان مدارک و مستندات ...استفاده می کنند. سئوال شفاهی می پرسند و می گویند کتباً جواب بده وقتی جواب می دهم، روی برگه، سئوالی متفاوت با سئوال شفاهی می نویسند. چند بند از یک مطلب را در کپی حذف می کنند و معنی بندهای دیگر عوض می شود و آن را برای قضات می فرستند. موردی که نیاز به یک صفحه جواب دارد، می گویند در یک خط جواب بده... روزها اجازه رفتن به دستشویی را نمی دهند تا زیر برگه هایی را که می خواهند امضا کنم و بگویم دستخط من است یا مطالبی را که می دهند رونویسی کنم... خفه ام می کنند و می گویند بنویس که مدعی هستی. دفترچه تحقیقی و تفکری دوران نوجوانی را که علامت × و باطل روی آن خورده و در بایگانی بوده برداشته اند در کپی علامت باطل و × را حذف کرده اند و به عنوان سند خودپرستی من و ... به مسئولین نشان میدهند. باز هم تکرار میکنم اگر یک دروغ... در زندگی ام نشانم بدهند آن وقت از هر اتهامی استقبال می کنم.
در گذشته هم گفته ام من از خودشكني و خودانكاري استقبال مي‌كنم اما از ظلم ها و بی عدالتی ها، از دروغ ها و تهمت ها، از جعل ها و جوسازی ها، خداوندم را که به شدت زنده و حاضر و قادر است به یاری طلبیده ام. من برای کمک از شما یا حکومت اسلامی این حرفها را نزدم زیرا خداوند جهانیان حامی و ناجی من است. خداوند زنده و حاضری که دشمنانم را محکوم و مغلوب می کند و دوستانم را نجات می دهد و حمایت می کند. من تسلیم رب العالمین هستم و هم او که نور جهانهاست. مرا و دوستانم را با نور خود راه می برد و قوت می بخشد. این خداوند جهانهاست که از ما دفاع می کند و با دشمنانمان می جنگد. خدایی که ما تسلیم و خدمتگزار او هستیم و همۀ زندگی خود را فدای او کرده ایم.

تسلیم و خدمتگذار خداوند
الیاس رام الله (فتاحی(
سي ام خرداد ماه هشتاد و هشت
يازدهمين ماه سلول انفرادي

 نسخه کامل فیلم این نامه را اینجا ببینید .
مطالب مرتبط:
لینک‌های مرتبط:

ایلیا رام الله,رامالله,ایلیا م رام الله, ا.م.رام الله,جمعیت الیاسین,الیاس رام الله, راماله, ایلیا رام اله, رهبر جمعیت ال یاسین, ایلیا میم رام الله,آسیب شناسی عرفانهای نوظهور در ایران,تصویر معلمین بزرگ معنوی ,دالایی لاما, پالجی (بنیانگذار جنبش بین المللی اکنکار) ,ایلیا «میم»  رام الله, هارولد کلمپ, لی هنگ جی , سایی بابا, اشو راجنیش, پائولو کوئیلو, ماهاریشی,کتابهای تهاجمی و تخریبی , پشتیبانی سازمان تبلیغات اسلامی , حوزۀ علمیۀ قم , تحریف و سیاه نمایی, در بارۀ اساتید بزرگ تفکر , معنویت ,اساتید و معلمان جهانی ,اساتید معنوی و معلمان عصر جدید, جنبش های نوظهور معنوی,عرفان حقیقی و عرفان های کاذب , در بارۀ سای بابا,ایلیا «میم», اشو, اکنکار, عرفان سرخپوستی, پائولوکوئیلو, دالایی لاما, فالون دافا,مدی تیشن متعالی,قبیلۀ حیله, نقد جنبش های دینی و معنوی جدید,  یوگا,ایلیا رام الله, پائولو کوئیلو, اکنکار, فالون دافا, صوفیه , کتاب پدیدۀ جنبش های دینی و معنوی جدید , دالایی لاما, ایلیا, پائولو کوئیلو ,کتاب جهان تاریک , نفوذ جنبش های دینی جدید در ایران می نویسد , مهربابا,نقد و بررسی عرفانهای نوظهور ,حمایت موسسۀ بهداشت معنوی ,روحانیت مبارز ایران نسبت به ایلیا میم ,نقد تخریبی  استاد ایلیا , آواتار , علوم باطنی, حقه های سوخته دربارۀ ایلیا , اکبر گنجی , علی افشاری , محسن سازگارا , مجتبی واحدی , مهدی خزعلی , نوری زاد , شایعه سازی اداره ادیان و مذاهب اطلاعات درباره پیمان فتاحی , ایجاد تفرقه و نفاق در میان جبهۀ فعالان سیاسی و ایلیا , از سوی اداره ادیان و مذاهب وزارت اطلاعات ,جعل خبر ماه گذشته در بارۀ آزادی معلم تفکر(ایلیا میم رام الله) ,تحریف , مونتاژ و دروغ سازی خبر آزادی ایلیا توسط قصابان دایره ادیان و مذاهب اطلاعات ,جلسات مختلف احضار , بازجویی و دادگاه با افراد مختلف (از جمعیت الاهیون و خارج از آن ,مسئولین مختلف جمهوری اسلامی ایران و بویژه مسئولین قضایی و امنیتی تحت تاثیر شیاطین دایره مذاهب وزارت اطلاعات ,استفاده از شیوه دکتر کپی , پارازیت و آنتن در تحریف اخبار توسط شیاطین دایره مذاهب وزارت اطلاعات ,صحیونیزم , استکبار جهانی , فساد مالی و اخلاقی کلیدواژه های استفاده شده برعلیه پیمان فتاحی توسط اداره ادیان و مذاهب وزارت اطلاعات ایران